متن کامل کتاب « آماده باشید ظهور نزدیک است »      

                                                       مؤلف: سید حسین حجازی

 

 

بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم

 

 تقديم به :

  منتظران و ياران مظلوم امام حىّ و حاضر... 

آنهايى که از خواب غفلت بيدار شده و در جهت

زمينه سازى ظهور آن حضرت تلاش ﻣﻰکنند...

  

 

 

اين همه کتاب رُمان خواندى...

اين همه موسيقی گوش کردى...

ميگويی : « افسرده ام »... چرا؟!

خُب، حالا اين کتاب را هم بخوان...

 آن وقت ببين بهشتت کجاست...


 

 

فهرست

 

مقدمه............................................................

آيا ﻣﻰدانيد که؟...................................................

چه آرزويی داريد؟ ...............................................

به دنبال چه هستيد؟...........................................

آيا هست يا نيست؟...........................................

چرا غافليم؟..................................................

ديگر وقت خواب نيست.........................................

راه نجات از مشکلات..........................................

سه چيز درکمين ما............................................

چه بايد کرد؟.....................................................

چى داريم؟.......................................................

آيا دوست دارى با آقا حرف بزني؟..........................

سخنی چند با سران ممالک..................................

ديدگاه عمومي...................................................

آمريکايی ها در تعقيب مهدى موعود ×.......................

اى دشمنان بدانيد كه کارتان تمام است....................

ظهور چه ضررى دارد؟!...................................

ديگر وقتى نمانده.........................................

ايمان و اعتقاد به ظهور...................................

ظهور بسيار نزدﻳﮏ است ................................

انتظار فرج، افضل اعمال................................

ملاقات با امام عصر  ×.....................................

بگو بسوز که مهدى دين پناه رسيد.....................

ما هر صبح و شام به ياد شما هستيم................

تشرف خانم انگليسي.......................................

شفاى پسر سُنّي..........................................

سکهﺍی که امام زمان  × داد............................

دستخط مبارک حضرت ولی عصر  ×....................


 


 


 

مقدمه

 

پس از چاپ کتاب «بيدار شويد »، تکليفِ نوشتن کتابى در خصوص مهمترين موضوع يعنى ظهور حضرت ﺑﻘﻴﺔالله «ارواحنا فداه» را در خود احساس کردم.

اين که عنوان «ظهور نزدﻳﮏ است» مطرح شده، نه اين است که وقتى براى فرج آن حضرت تعيين کرده باشم، چون بحث نزدﻳﮏ بودن خود تعاريفى دارد و بايد ديد که آن را از چه ديدگاهى ﻣﻰنگريم. اگر در خواب غفلت باشيم، يکسال بعد را هم دور خواهيم ديد. امّا مثلاً صد سال يا هزاران سال بعد، نزد انسانهاى بيدار شده از خواب غفلت، بسيار نزدﻳﮏ به نظر ﻣﻰرسد. در قرآن کريم، تعدادى از آيات که در باره معاد نازل شده است، با کلمه «بغتةً» ـ به معنى ناگهانى ـ آمده، که بعضى از آنها به قيامت کبرى و بعضى ديگر به قيامت صغرى  ( ظهور حضرت وليعصر ×) ـ طبق روايات خاندان عصمت و طهارت ^ ـ تفسير شده است. يعنى ﻳﮏ دفعه و بدون خبر قبلى اين اتفاق خواهد افتاد. ()

پس با توجه به چنين موضوعى ـ که انسانهاى بيدار، خيلى خوب درک ﻣﻰکنند ـ شايد توانستهﺍم تا حدودى منظورم ـ مسئله «نزدﻳﮏ بودن» ـ را بيان کرده باشم. هر چند که هيچ کس  ﻧﻣﻰتواند وقتى براى فرج تعيين کند، امّا با خواندن اين کتاب از روى تأمل، احساس خواهيد کرد که :

«ظهور خيلى نزدﻳﮏ است».

يعنى حتى افراد پير هم اميد به ديدن مولاى خود در زمان حياتشان را داشته باشند. خُب، قضاوت اين موضوع را پس از مطالعه به خود شما ﻣﻰسپارم.

 

 

 

آيا ﻣﻰدانيد که...؟

 

در هر جاى دنيا و در هر پست و مقامی که هستيد، يا راحتﺗﺮ بگويم :

اى کسانى که غرق در مال و ثروت شده، امّا لحظهﺍى آرامش نداريد... اى آنهايى که مشکلاتى چون فقر و بيمارى، آرامش را از شما سلب نموده... اى کسانى که راه خود را گم کرده و خود را از سعادت محروم ساختهﺍيد... ای آنهايى که به دنبال آرامش ﻣﻰگرديد و ﻣﻰخواهيد هميشه خوش باشيد و اى همه کسانى که نامتان انسان است...

آيا ﻣﻰدانيد که انسانى کامل با سن بيش از ١١٧٠ سال در بين ما مردم زندگى ﻣﻰکند؟ آيا ﻣﻰدانيد آن مصلح آخرالزمانى که تمام اديان به آن معتقدند، در روى همين کره خاکى در قيد حيات است؟ آيا ﻣﻰدانيد که بسيارى از شما آن محبوب پروردگار و منجى عالم بشريت را ديدهﺍيد ولى نشناختهﺍيد؟ () آيا ﻣﻰدانيد که آن وجود مقدس، شما را بيشتر از خودتان دوست دارد و اين همه سال منتظر ماست تا شايد مثل شاگردانى مؤدب در سر کلاس درس بنشينيم و اين معلم بزرگ را دعوت کنيم؟

بياييد همه متحد شويم و براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت، همان بهشت حقيقى و آن لذّتهاى تمام نشدنى، از اعماق وجودمان، با تک تک سلولهايمان، ظهور آن آقايى که خود منتظر است تا ظاهر شود و ما را از بدبختى و تاريکى نجات دهد را از خداى خود بخواهيم. خداى مهربان نيز منتظر درخواست ماست تا آن محبوب خود و کل عالم را برساند.

 

 

 

چه آرزويى داريد؟!

 

چه آرزويى داريد؟!

مال و ثروت...؟! پست و مقام...؟! خانه بزرگ و مجلل...؟! اتومبيل آنچنانى...؟! رفتن به دانشگاه و داشتن مدرک عالى...؟! فراهم شدن اسباب ازدواج...؟! داشتن امنيت و آرامش...؟! درمان بيمارى و خلاصى از درد و رنج...؟! آزادى از زندان و اسارت...؟! رفع مشکلات خانوادگى...؟! رفع نگرانى براى آينده فرزندان خود...؟! و...؟!

اکثر ما انسانها چون شناخت کافى نسبت به حقيقت خود و سرنوشتمان را نداريم، متأسفانه خوشبختى خود را در ﻳﮏ سِرى مسائل بسيار سطح پايين و ظاهرى ﻣﻰدانيم.

اميدوارم که شما خواننده محترم، معتقد به عالم آخرت و بهشت ابدى هستيد، امّا ﻳﮏ بهشتى هم در همين دنيا هست که خودمان ﻣﻰتوانيم زمينه سازش باشيم. ()

اين بهشت يعنى همه چيز، يعنى لذّت ﺑﻰنهايت... بدست آوردن چنين بهشتى با تزکيه نفس و پاک کردن ذات خود از صفات رذيله ميسّر ميشود. چرا خداى تعالى در سوره مبارکه شمس يازده مرتبه قسم ياد ﻣﻰکند و ميفرمايد:

 ﴿ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکاهَا ()   «که قطعاً کسيکه روح و نفسش را تزکيه بکند رستگار است.»

آيا سندى محکمتر از اين سوره از قرآن کريم در خصوص اهميت تزکيه نفس ﻣﻰشناسيد؟

البته تزکيه نفس چند سالى وقت نياز دارد و انجام اين عمل بر همه واجب است. دختر از سن نه سالگى (قمرى) و پسر از سن پانزده سالگى (قمرى) مکلّف ﻣﻰشوند.

مدت زمان تزکيه نفس بستگى به جديت وکوشش افراد دارد. ممکن است با ده سال، يا کمتر و يا بيشتر موفق به پاك کردن دل از رذائلى که مانند حيوانات درنده در نفس او لانه کردهﺍند، بشود. ضمناً مسئله بسيار مهم براى پيمودن اين مسير، داشتن استادى تزکيه شده و عالِم به علوم حقيقى ﻣﻰباشد. بعد از اتمام مراحل تزکيه نفس، راه کمالات شروع شده که اين راه ابدى است. حتى پس از مرگ و عالم قيامت نيز ادامه دارد. انسان با شروع تزکيه نفس وارد همچون بهشتى در همين دنيا شده که هر چه به اتمام اين مراحل نزدﻳﮏ ﻣﻰشود بهشتش کاملتر ﻣﻰگردد. پس از تزکيه نفس کامل قبل از اينکه وارد مسير کمالات گردد، بهشت دنيايىﺍش کامل شده و به آرامشى که قابل وصف نيست ﻣﻰرسد.

منظور ما از بهشت دنيايى، فقط بُعد مادى و مُلکى نيست، بلکه در واقع ورود به بهشت حقيقى ـ که بيشتر جنبه معنوى و ملکوتى دارد و متصل به بهشت آخرت است ـ ﻣﻰباشد، هر چند که دنياى انسان نيز آباد ﻣﻰگردد.

تمام اين مقدمه براى اين بود که بگويم راه ميان بُرى هم هست که بجاى چندين سال وقت براى رسيدن به چنين بهشتى، خيلى سريعتر شما را به تزکيه نفس کامل برساند. هر چند که انسان تمام عمر خود را صرف تزکيه نفس بکند ارزش دارد.

آن راه اين است که بياييم والاترين استادى که انسان کامل است را بشناسيم و با ﻳﮏ همت همگانى او را دعوت کنيم تا ما را با چشمهﻫﺎى حکمت سيراب کند و از جهل و تاريکى نجات دهد. او آن کسى است که تمام انبياء و اوصياء آمدهﺍند تا زمينهﺳﺎز فروانروايیﺍش باشند. علم پروردگار نزد اوست و او معصوم از جهل است و هيچ چيزى از او پوشيده نيست. مگر ﻣﻰشود کسى که ﻣﻰخواهد عدل و داد را در دنيا پياده کند، امّا مثلاً از اوضاع ﻳﮏ منطقه يا خصوصيات افراد ﺑﻰاطلاع باشد. او همان مصلح آخرالزمان و منجى عالم بشريت است. نامش شفاى دردها و سبب استجابت دعاهاست. او اسم اعظم پروردگار است که خداوند عظيم را در اول دعاهايمان به اسم اعظمش قسم ﻣﻰدهيم.


 


 

به دنبال چه هستيد؟

 

دنبال دوست خوب ﻣﻰگرديد؟ آيا در جستجوى ﻳﮏ فرد ايدهﺍل هستيد؟ به نظر شما ﻳﮏ دوست خوب چطور آدمی بايد باشد؟ آيا مايليد با افرادى که متخلّق به صفات حميده و حسنه هستند مرتبط شويد؟ بعضى هم فقط چشم به مال طرف دوختهﺍند که اگر از اوضاع مادى خوبى برخوردار باشد، سعى در برقرارى ارتباط دوستى با او هستند که متأسفانه اين مورد در دنياى امروز خيلى رواج پيدا کرده و به اصطلاح عاميانه: «اين سلام کردن بى طمع نيست». اين يعنى «شرک»... فکر نکنيد مشرک بودن يعنى پرستش و عبادت چيزى غير از خدا. در اينجا چون به غير از خداى رزاق دل بستهﺍيد اين خود نوعى شرک است.

﴿ وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَ وَهُمْ مُشْرِكُونَ ()

« و اکثر آنها به خدا ايمان ﻧﻣﻰآورند بلکه آنها مشرکند »

امّا شخصى را معرفى ﻣﻰکنم که اگر به او دل ببنديد و دست نياز به سويش دراز کنيد نه تنها شرک نيست و خود را ذليل نکردهﺍيد، بلکه مانند اين است که از خدا طلب نمودهﺍيد.

و او همان کسى است که همين الآن  شما را دارد ميبيند و شما را بيشتر از خودتان دوست دارد. ما از او غافليم و او لحظهﺍى از ما غافل نيست... مانند پدرى مهربان مراقب ماست تا از خطرات و بلاها مصون بمانيم.()

او همان کسى است که افراد بى شمارى حتى شايد بعضى از خود شما براى رفع ﻳﮏ مشکل يا گرفتارى خاصى تا گفته ايد: «يا ابا صالح المهدى ادرکنی»، فوراً به فريادتان رسيده است. همان آقايى که از بزرگانى چون شيخ مفيد، سيد بن طاووس، سيد بحرالعلوم و... گرفته تا معمولىﺗﺮين افراد بشر حتى غير مسلمانان مورد عنايتش واقع شدهﺍند.

 

 

 

 

 

آيا هست يا نيست؟

 

آيا امام زمانى هست؟

آيا آن منجى بشريت را که وعده دادهﺍند وجود دارد؟

شما چه پاسخى ﻣﻰدهيد؟

بطور کلى پاسخ دهندگان به اين سؤال به دو دسته تقسيم  ﻣﻰشوند: ﻳﮏ دسته آنهايى هستند که اصلاً اعتقاد به چنين چيزى ندارند که بايد گفت اينها در واقع بى دين هستند، چون تمام مذاهب و اديان معتقد به ظهور ﻳﮏ مصلح کل و عداﻟﺖگستر ﻣﻰباشند. ما با اينها کارى نداريم و اميدوارم که قبل از روز حسرت از خواب بيدار شوند.

دسته بعدى باز به دو گروه تقسيم ﻣﻰشوند: ﻳﮏ گروه تنها معتقد به وجود آن حضرت هستند و گروه ديگر ضمن داشتن اعتقاد، ايمان و يقين کامل به آن وجود مقدس دارند و فرق است بين اين دو.

آنها که فقط معتقد هستند، خيلى از اوقات در غفلت بوده و حتى بعضى اصلاً به ياد آن حضرت نيستند. فقط در همين حد که اگر از آنها در باره امام  زمان × سؤال شود، وجود آن حضرت را تاييد ﻣﻰکنند.

امّا آنهايی که پاى خود را از مرتبه اعتقاد بالاتر گذاشته و خود را به مقام يقين و ايمان کامل به آن وجود مقدس رساندهﺍند، آنان کسانى هستند که بدون ياد آن حضرت کارى انجام ﻧﻣﻰدهند و جهنم خود را درغفلت از او ﻣﻰدانند و هميشه خود را در محضر مقدسش حس ﻣﻰکنند و چه بسا بعضى از آنها مکرّر خدمتش شرفياب ﻣﻰشوند.


 

 

 


 

چرا غافليم؟

 

چرا از امام زمانمان × غافليم؟

چرا به مهمترين موضوع در عالم هستى توجه نداريم؟

تمام اديان و مذاهب معتقد به ظهور ﻳﮏ منجى و مصلح کل هستند، امّا آيا همين اعتقاد کافى است؟

صرف اينکه همه قبول داريم که انسان کاملى هست و خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد ﻣﻰکند آيا همين بس است؟

تنها اعتقاد داشتن بدون زمينه سازى ظهور که فايدهﺍى ندارد. اگر اينطور باشد که نسلهاى بعد از ما هم محروم خواهند ماند و اين همان چيزى است که شيطان و شيطان صفتان طالب آن هستند و چشم ديدن سعادت ما را ندارند.

چون با ظهور آن حضرت کار شيطان تمام است و تنها مانعى که براى سير کمالات باقى ﻣﻰماند نفس اماره بالسوء ﻣﻰباشد که با راهنماييهاى حکيمانه آن بزرگوار به سادگى تبديل به نفس اماره به حسن و خوبيها خواهد گرديد.

الآن خود شما هم ﻣﻰتوانيد تا حدودى اوضاع جامعه بعد از ظهور را در ذهن خود تصور کنيد که اگر تمام مردم دنيا خود را از صفات رذيله پاک نمايند و همه در ﻳﮏ اعتقاد و راه صحيح قرار بگيرند چه دنيايى ميشود. آنهم دنيايى که نه فقير يافت شود و نه مريض و نه....،  همه غنى ﻣﻰگردند. همه در آرامش کامل به سر برده و به سير به سوى کمالات خواهند پرداخت. در واقع دنيا بهشتى ﻣﻰشود که کوچکترين مشکلى براى کسى پيش نخواهد آمد.

عمر متوسط انسان حدود سيصد سال خواهد بود، چون در آن زمان با کسب علم خواهيم فهميد که چگونه با جسممان رفتار کنيم و غذا بدهيم که مريض و زود پير نشود.

رفع ظلم و جور، اجراى عدالت و زندگى راحت و آسوده فرع قضيه است. اصل موضوع سير الى الله است.

 

ديگر وقت خواب نيست

 

ديگر وقت آن رسيده که از خواب بيدار شويم و چشم و گوش خود را باز کنيم تا ظلمت و تاريکى که عالم را فرا گرفته را حس کرده، آن وقت به دنبال آن خورشيدى ﻣﻰگرديم که با طلوعش، عالم هستى را روشن ﻣﻰکند و با نورش، بهشت حقيقى را برايمان به ارمغان ﻣﻰآورد.

  اکنون که خواب غفلت بيشتر ما مردم را فراگرفته و بعضیﻫﺎ را به مرگ روحشان منجر نموده، تنها ﻣﻰتوان با کسب معرفت به حقايق (غذاى روح) خود را از اين منجلاب نجات داد.

براى ﻳﮏ حرکت همگانى جهت بيدارى عمومی که ما را سريعتر به مقصد برساند، کافى است قدرى از خواب غفلت بيدار شويم تا زمينه طلوع آن شمس الشموس، آن خورشيد عالم ملکوت را فراهم نموده تا با نورافشانى خود، بيدارى موقت ما را به بيدارى کامل تبديل کند. اين خورشيد همين الآن هم تمام عالم را دارد نور ﻣﻰدهد. امّا ما با اعمال و اعتقادات نا صحيح خود، ابرهايى را ساختهﺍيم که سبب محروميت ما از آن انوار حکمت شده است. اگر بيش از حدود 1170 سال است که با محروميت از علوم حقيقى در بدبختى و ذلت زندگى ﻣﻰکنيم، تقصير خود ماست چون نخواستهﺍيم که شمس حقيقى طالع شود و راه کمالات را بر ما آشکار نمايد.

منظور ما از بدبختى و ذلت در زندگى، فقر مادى و مشکلات مُلکى نيست، بلکه فقر روحى است که آرامش را از انسان سلب ﻣﻰنمايد. چه بسا بسيار انسانهاى ثروتمند در خواب هستند كه تعفن ناشى از فقر روحى را حس ﻧﻣﻰکنند و ناآراميهاى روحى امانشان را بريده است.

لازم است براى رسيدن به اين سعادت، به شرايط و وقايع بعد از ظهور آن قطب عالم امکان و آن مصلح کل شناخت بيشترى پيدا کنيم که در اين صورت اتوماتيک وار اين موضوع را در رأس امورات خود قرار خواهيم داد.

 

راه نجات از مشکلات

 

اى کسانی که هر جا ﻣﻰرسيد...، تا با عده اى برخورد ﻣﻰکنيد... فقط حرف زبانتان اين است که: « اين چه اوضاعيه؟ چرا فلان جنس شده کيلويى اينقدر؟ با اين تورم چطور ميشه زندگى کرد؟ و...؟ »

البته طبيعى است که امروزه، شرايط زندگى نسبت به قبل سختﺗﺮ شده، امّا کمی دقت کنيد، خواهيد ديد که شکل  زندگيها هم فرق کرده است. سطح توقعها نسبت به قبل خيلی بالا رفته ؛ اکثراً ﻣﻰخواهند در مال و اموال از ديگران سبقت بگيرند، به اصطلاح عاميانه چشم تو هم چشمی...

يادم ﻣﻰآيد در سنين نوجوانی که بودم اين تجهيزات برقی که الآن در خانهﻫﺎ هست آن موقع نبود، مادرها با دست خانه را جارو ميزدند، تلويزيونها سياه و سفيد بود، نه مبلی در کار بود و نه...، اما چه صفا و صميميتی برقرار بود، اگر کسی مشکلی ﻣﻰداشت همه به فکر رفع مشکل او ﻣﻰبودند. رفت و آمدها خالصانه و از روی محبت بود. کسی چشمش دنبال مال ديگری نبود. زندگی امروزه آنقدر بی روح و مصنوعی شده که اين خود سبب گرفتاری بيش از حد اکثر ما مردم گرديده و موجب قطع صله رَحِم شده که تنها بستگان و اقوام در مجالس غزا و ترحيم دور هم جمع ميشوند و يکديگر را ملاقات ﻣﻰکنند!.

قدرى خود را باور کنيد که «انسان هستيد»،  و ارزشتان بالاتر از اين صحبتهاست.

ديگر وقت اين حرفها نيست. فرصت خيلى کم است. هر آن ممکن است قيامت صغرى ( ظهور حضرت ولى عصر×) انجام شود، آن وقت شما در مورد چى صحبت ﻣﻰکنيد.

به جاى اين حرفها و اتلاف عمر با ارزش خود، اگر خدا را قبول داريد، پس قرآن کريمی که در منزلتان قدرى گرد و غبار روى آن نشسته، را برداريد و اين آيات را بخوانيد:

﴿ وَمَنْ يتَّقِ اللهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَيرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لاَ يحْتَسِبُ وَمَنْ يتَوَکلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ﴾ ().

« و کسى که تقواى الهى را پيشه کند خدا براى او نجاتى عنايت ﻣﻰفرمايد و به او روزى ﻣﻰدهد از جايى که گمان ندارد و کسى که بر خدا توکل کند پس خدا او را کفايت ﻣﻰکند ».

بعضیﻫﺎ به خود من ﻣﻰگفتند: «مگر خدا از آسمان  ﻣﻰباره؟»، گفتم: «آرى، من معتقدم که خدا اگر بخواهد از آسمان هم ﻣﻰبارد... مگر براى قوم بنى اسرائيل اين کار را نکرد...».

شما تقوى داشته باشيد، ديگر نگران روزى خود نباشيد، برايتان ﻣﻰرسد، حالا چه از آسمان باشد چه از زمين...

نگران مشکلاتى باشيد که در روح تان سکونت يافته و آرامش را از شما سلب نموده و شما را از سعادت ابدى محروم ﻣﻰکند. اگر واقعاً طالب ﻳﮏ زندگى راحت هستيد، تقوى داشته باشيد. تقوى يعنى نگهداشتن خود از هر کار بدى. حتى اين چنين سخنانی که خود را با آن مشغول ﻣﻰکنيد دور از تقوى است.

شخصی که ﻣﻰخواست عمل منکر خود را توجيه کند به من گفت: « همه دارند دزدى ﻣﻰکنند، ما هم...!». گفتم: «به فرض محال اگر همه هم اين طور باشند، آيا امام زمان × را قبول داری؟»، گفت: «آری». گفتم : « آن حضرت الآن تو را دارد ﻣﻰبيند، پس کارى را که او دوست ندارد، انجام نده...»  وى چيزى نگفت و از کار خود پشيمان شد. همه ما وجود آن حضرت را قبول داريم، امّا از او غافليم و همين غفلت باعث يکسرى معاصى از سوى ما ﻣﻰگردد.

در بررسى وسايلی که نجات دهنده ما از خواب غفلت بوده و ما را سريعتر به سعادت ﻣﻰرساند، ديدم هيچ چيزى بالاتر از وارد کردن امام زمان × در زندگى و کارمان نيست. يعنى شناختن آن حضرت و تنظيم زندگى و کارمان طبق رضايت آن بزرگوار. اگر مهمان بسيار عزيزى قرار است به منزلتان بيايد، چه کارى انجام ﻣﻰدهيد؟ طبيعتاً خانه خود را آن طور که شايسته اوست مرتب کرده و بهترين اسباب پذيرايى را فراهم ﻣﻰکنيد. براى  آن آقايى که قلب اولياء خدا ﻣﻰتپد و حتى حاضرند براى ﻳﮏ لحظه ديدن  آن خليفه پروردگار، جان خود را تقديم کنند، کافى است که خانه دل خود را از صفات شيطانى پاک کرده و زندگى خود را لايق منور شدن به نور ملکوتى آن وجود مقدس بنماييد. آن وقت خواهيد دانست که بهشت چيست و لذّتهاى واقعى کدامند. بهترين وسيله براى دستيابى به چنين بهشتى نيز استمداد از خود آن محبوب پروردگار است.

به ﻳﮏ نفر از فرقهﻫﺎى ضالّه که دچار مشکلى شده بود &#